دوست اندیشمند و برادر
گرامی آقای «محمد رضا جلاییپور» که چنانکه پیش از این یک بار نوشته و بارها گفتهام
بدون شک از چهرههای شاخص و از سرآمدان نسل ماست (۱) با انتشار متنی تحت عنوان «چهل
دلیل در ضرورت نامزدی خاتمی»، از حضور آقای خاتمی در انتخابات پیش رو دفاع کرده است،
(۲)
ایشان ۴ سال پیش هم با دلایلی کم و بیش مشابه بر
ضرورت نامزد شدن خاتمی تاکید داشتند خوب است ابتدا آن یادداشت را ارزیابی کنند که آن
دلایل و پیش فرض ها و پیشبینی ها چقدر درست بود و اگر درست بود چرا وضعیت چنین است؟ به هر حال به عنوان کسی که از موضع اصلاح طلبی
(و نه رادیکالیسم انقلابی و جنبشی) با حضور خاتمی در «انتخابات سال ۹۲» مخالف است باید
بگویم که این متن حاوی نقاط ضعف و تناقضات مهلکی است که بر آفتاب افکندن آنها میتواند
دست کم بخشی از دلایل وضعیت ناگوار فعلی جبههی اصلاحات را روشن و توجیه کند.
متن «محمدرضا جلاییپور»
فرصت خوبی به دست میدهد برای آسیبشناسی «جبههی اصلاحات» و «جنبش سبز» چرا که استدلالهای
موجود در این متن و پیش فرضهای این استدلالها (که اکثرا قدمتی به اندازهی قدمت جنبش
اصلاحات دارند) طی این سال ها تا حدود زیادی در ذهن و جان نیروهای اصلاح طلب و کنشگران
جنبش سبز رسوب کرده و اتفاقا همین رسوبات است که آنها را به ورود هیجان زده به عرصهی
انتخابات و دعوت از خاتمی واداشته است.
به هر حال شخصا از
انتشار این متن مهم و دعوت آقای جلاییپور به گفتگو در مورد آن استقبال میکنم. ضرورت
آغاز گفتگوی درونی بین اصلاح طلبان ایرانی، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود،
آغاز گفتگوی گستردهی «درون پارادایمی» اولین و ضروریترین گامی است که برای «بازسازی
دوبارهی اصلاح طلبی در ایران» باید برداشت و متن منتشر شده از سوی محمد رضا جلاییپور
میتواند نقطهی آغاز چنین گفتگویی باشد. گفتگویی که به شرط پایبندی به «آیین گفتگو»
و «اصول اصلاح طلبی» نتیجهی نهاییاش ایجاد همگرایی و اتحاد در جبههی اصلاحات خواهد
بود.
